زوج ماجراجوی گرگانی | سفر با موتورسیکلت در ایران

گفت‌وگو با ناصر و شکوفه - سفر ماجراجویانه زوج گرگانی با موتورسیکلت

در مجله فرکانس ما، با ناصر و شکوفه، زوج ماجراجوی گرگانی، همراه شوید و داستان سفرهای ماجراجویانه آنان به نقاط مختلف ایران از جمله تجربه گرمازدگی در دل کویر و میهمان‌نوازی مردم سیستان و بلوچستان را بخوانید.

شروع گفتگو با زوج ماجراجوی گرگانی

در دنیای سفر، بعضی افراد فقط مقصد را می‌بینند، اما برای “ناصر” و “شکوفه”، مسیر، خودِ مقصد است. در این مصاحبه با زوج ماجراجوی گرگانی همراه می‌شویم این زوج اهل گرگان، با موتورسیکلت پا به جاده می‌گذارند که با سفر ماجراجویانه، شناخت بیشتری نسبت به مردم داشته باشند. در مجله اجتماعی “فرکانس ما” امروز میزبان این یک ماجراجو هستیم تا از سبک زندگی متفاوت، سفرهای شاخص و خاطراتشان صحبت کنند.

خودتان را به طور کامل معرفی کنید.

من ناصر هستم متولد سال ۱۳۶۸ ، دو لیسانس رشته‌های فلسفه و حقوق را دارم و شغل فعلی آزاد است و مرتبط با رشته تحصیلی نیست [ ناصر لبخند می زند که شغل آزاد – موتورسواری – فلسفه و حقوق هیچ ربطی بهم ندارند] و همسرم شکوفه متولد ۱۳۷۱  معلم است. هر دو اهل گرگان، در استان زیبای گلستان هستیم. حدود ۱۴ ساله که ازدواج کردیم و یک دختر ۱۲ ساله به نام حلما داریم که در سفرهای ماشینی همراهمان است.

علاقه حلما ، به موتورسیکلت چطور است؟

در مورد علاقه دخترخانمم حلما به موتورسیکلت باید بگم که ایشون به شدت به این سبک از سفر و موتورسیکلت علاقه‌مند هستند. اتفاقاً در یکی دو سفر همراه من بودند، از جمله در سفر به جشنواره گردو در شهرستان تفرش که حلما در اون سفر با موتورسیکلت همسفرم بود.

این نکته را اضافه کنم حلما به عنوان کوچکترین عضو انجمن موتورسواری ایران هم شناخته می‌شوند.

آقا ناصر در کنار حلما دختر خانم خود

چرا سفر با موتورسیلکت؟

ما به عنوان زوج ماجراجوی گرگانی می‌خواهیم با فرهنگ، آداب و رسوم و سبک زندگی مردم آشنا شویم. به این سبک سفر، “سفر ماجراجویانه” یا “Adventure Travel” می‌گویند که الزاماً سفر موتورسیکلت نیست، حتی می‌تواند پیاده باشد.

ما با هر دو وسیله، هم ماشین و هم موتور سفر می‌کنیم. اما وقتی هوا و شرایط مساعد باشد، حدود ۸۰ درصد ترجیح می‌دهیم با موتور سفر کنیم. ترکیب عشق به موتورسواری و سفر رفتن دلیل این انتخاب است که با موتور تجربه کنیم.

Adventure Travel چیست؟

سفر ماجراجویانه تنها مقصد نیست، بلکه "شیوه سفر" کردن است. سفر ماجراجویانه، فراتر از یک تور معمولی است؛ یک سفر تحول‌آفرین است که با ترکیب «اکتشاف»، «فعالیت بدنی» و «تماس عمیق با فرهنگ بومی»، مسافران را به سفری درونی برای کشف قابلیت‌های پنهان خود دعوت می‌کند.
سفر ماجراجویانه یعنی بیرون زدن از نقشه‌ی ازپیش‌تعیین‌شده! این سبک سفر، شما را به قلب طبیعت ناشناخته و آغوش فرهنگ‌های اصیل می‌برد تا با "خروج از منطقه امن"، طعم واقعی "کشف و ماجراجویی" را بچشید.

گرگان کجاست ؟

شهرستان گرگان با نام پیشین «استرآباد» یکی از شهرستان‌های ایران است که در شمال ایران در استان گلستان قرار گرفته است. گرگان مرکز استان است - اقوام اصیل و بومی گرگان شامل: استرآبادی‌ها، طبری‌ها و زیارتی‌ها هستند.

به نقل از ویکی پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سفرهای به‌ یادماندنی زوج ماجراجوی گرگانی

یکی از سفرهای به‌یادماندنی ما، سفر به استان چهارمحال و بختیاری بود. حدود ۵ روز طول کشید. مسافت رفت و برگشت از گرگان به شهرکرد حدود ۱۰۵۰ کیلومتر را طی کردیم. ما با سرعت آرام ۷۰-۸۰ کیلومتر بر ساعت راندیم تا لذت مسیر را از دست ندهیم. در آن سفر فقط یک شب اقامت داشتیم، اما تمرکزمان بر صحبت کردن و همکلامی با مردم خونگرم آنجا بود.

هزینه این سفرها را چگونه تأمین می‌کنید؟

[ این سوال را خانم شکوفه با لبخند پاسخ می دهد – مشخص است که حساب و کتاب زندگی دست خانم خانواده است]

بله درست است تامین مالی سفر یک امر واجب است و ما حامی و اسپانسر دولتی یا خصوصی نداریم. در دنیای شخصی با این تفکر زندگی می کنیم که این سفرها هدیه‌ای است که به خودمان می‌دهیم. از پس‌انداز زندگی و با کنترل کردن برخی از مخارج غیرضروری، بودجه سفر را فراهم می‌کنیم. برای ما، خاطره‌ای که از سفر می‌سازیم، ارزشمندتر از بسیاری چیزهای دیگر است.

سفرهای اخیر زوج ماجراجوی گرگانی

برداشت شما از مردم ایران ؟

من سفر خارجی هم داشته‌ام، اما با قاطعیت می‌گویم که هیچ جای دنیا نمی‌توانید بهترین مردم، مثل مردم ایران پیدا کنید. مردمی دلسوز، مهربان و مهمان‌نواز. این موضوع نشان‌دهنده تمدن چندین هزارساله این سرزمین است. این ارتباط گرفتن با مردم است که باعث می‌شود بیشتر آن‌ها را بشناسیم و از سفرمان لذت ببریم. خاطرات خیلی خوبی از مردم سیستان و بلوچستان و خیلی جاهای دیگر دارم که دلم می خواد یک نویسنده باشم.

یک چالش‌ غیرمنتظره‌ در مورد سفر با موتورسیکلت

بله، قطعاً. یکی از خطرناک‌ترین و در عین حال زیباترین خاطرات ما، مربوط به گرمازدگی در مسیر استان اصفهان و دشت کویر بود.

ما مجبور شدیم از مسیر شاهرود و کویر جندق برویم. متأسفانه دمای هوا را چک نکرده بودم و گرمای طاقت‌فرسای دشت کویر ما را گرمازده کرد. آنقدر وضعیتمان بد بود که هر چقدر آب می‌خوردیم، عطشمان برطرف نمی‌شد. در آن حد که اگر یک تریلی در جاده می‌دیدم، فقط برای اینکه سایه‌ای کنارش پیدا کنم و درخواست آب کنم، به سمتش می‌رفتم. اصلاً نگاه نمی‌کردم ایرانی است یا خارجی(عرب زبان).

حتی چون در ایام جنگ ۱۲ روزه بود بخاطر شرایط حالمان در ایست‌های بازرسی، مأموران ما را نگه می‌داشتند تا به ما آب، نوشیدنی و هندوانه بدهند. هدفشان این بود که خدمتی کرده باشند.

اما اوج ماجرا در ده کیلومتری شهر جندق بود. نزدیک غروب، از شدت گرما لباس‌های موتورسواری و کلاهم را درآورده بودم. یک کانکس دیدم که مربوط به تجهیزات راه‌سازی بود. در شرایط عادی سراغ چنین جاهایی نمی‌روم، اما آن روز مجبور شدم. در را باز کردم و یک پیرمرد داخل کانکس بود. حالم را که دید، فوراً گفت: “بیا داخل.”

شکوفه: آن پیرمرد، مانند یک فرشته بود. از ما حدوداً نیم ساعت تا چهل دقیقه با آب، چای و میوه پذیرایی کرد. او واقعاً ما را از مرگ نجات داد. دمای هوا ۵۵ درجه بود و آستانه تحمل ما تمام شده بود. از این فرشته‌های زمینی در مسیرهایمان زیاد دیده‌ایم و آن پیرمرد یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین آن‌هاست.

تصویر خانم شکوفه در کنار دختر بچه های سیستان و بلوچستان

تصویر خانم شکوفه در کنار دختر بچه های سیستان و بلوچستان

تصویر دو نفره ناصر و شکوفه در جنگل های شمالی

تصویر دو نفره ناصر و شکوفه در جنگل های شمالی

تصویر آقا ناصر در کنار دختر بچه های سیستان و بلوچستان

تصویر آقا ناصر در کنار دختر بچه های سیستان و بلوچستان

تصویر سلفی ناصر و شکوفه در جاده

تصویر سلفی ناصر و شکوفه در جاده

تصویر موتورسیلکت آقا ناصر

تصویر موتورسیلکت آقا ناصر

آقا ناصر در کنار حلما دختر خانم خود

آقا ناصر در کنار حلما دختر خانم خود

توصیه برای سفر با موتورسیکلت

سفر الزاماً به معنای رفتن به دوردست‌ها با هزینه‌های گزاف نیست. با هر وسیله‌ای که دارید، حتی برای یک سفر کوتاه و نزدیک اقدام کنید. از آن فرصت برای کشف ناشناخته‌های اطرافتان و ارتباط با مردم جدید استفاده کنید. مطمئن باشید این کار به شدت بر روحیه و دیدگاه شما تأثیر می‌گذارد و ثروتی از خاطرات خوب برایتان به ارمغان می‌آورد.

صدای ناصر
گردشگر ماجراجو
۰.۵ ۰.۷۵ عادی ۱.۲۵ ۱.۵ ۱.۷۵ ۲
۰:۵۹ ۰۰:۰۰

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

‫4 نظر

  • مهرداد سجادی

    سلام خاطره گرمازدگی تون در کویر رو که خوندم. یاد تجربه مشابه خودم افتادم. واقعا درک می کنم که آن پیرمرد فرشته نجات بوده ممنون که این خاطرات را با ما به اشتراک گذاشتید.

    ۳ آبان ۱۴۰۴ در ۸:۵۰ ق٫ظ
    • ناصر

      درود. بله دقیقا شرایط بسیار سختی هست اما قشنگی این اتفاقات اون جایی هست که همشون تبدیل به خاطره میشن

      ۳ آبان ۱۴۰۴ در ۳:۰۱ ب٫ظ
  • مائده

    به عنوان یک زوج، الگوی بسیاری از خانواده‌ها هستید. تندرست باشید.

    ۳ آبان ۱۴۰۴ در ۱۱:۴۷ ب٫ظ
  • فرزانه ستوده

    من خودم دهه شصتی هستم و با خوندن این داستان فیلم نان عشق موتور هزار دهه ۸۰ برام مرور شد. موفق باشید

    ۵ آبان ۱۴۰۴ در ۰:۳۰ ق٫ظ
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *