پادکست پاسخ شیرین یک کلاس‌ اولی به ناظم + مدرسه رازی ۱۳۷۳

خاطره‌ای از مدرسه رازی + تهران سال 1373

پادکست خاطره ای شیرین از سال ۱۳۷۳ در مدرسه رازی تهران. شنیدنی‌ترین پاسخ یک دانش‌آموز کلاس‌اولی به سؤال ناظم مدرسه در روز اول مهر. این خاطره کوتاه و شنیدنی را از دست ندهید.

پاسخ شیرین یک کلاس‌ اولی به ناظم + مدرسه رازی

سلام، این خاطره‌ای که می‌خواهم برای شما تعریف کنم، در مدرسه‌ رازی تهران و در سال ۱۳۷۳ اتفاق افتاده است. صفا و سادگی این داستان، آن‌قدر برایم جذاب و به‌یادماندنی شد که تصمیم گرفتم، پس از این سال‌ها، آن را با شما در مجله اجتماعی فرکانس ما به اشتراک بگذارم. امیدوارم این خاطره‌ی کوچک، برایتان همان حس گرم و امیدوارکننده‌ای را داشته باشد که هنوز برای من زنده است.

شروع خاطره

در سال ۱۳۷۳ روز اول مهر بود و هیجان آغاز، در هر گوشه‌ ای از مدرسه موج می‌زد. من در آن سال‌ها ناظم دبستان رازی تهران بودم و در هنگام صف قبل از ورود دانش آموزان به کلاس دوست داشتم در روزهای اول شروع سال تحصیلی، فضایی صمیمی و پرسش‌گر را با دانش‌آموزانم شکل بدهم. برای همین، از بچه‌ها پرسیدم: «بچه‌ها! فکر می‌کنید “رازی” یعنی کیه؟ چرا اسم مدرسه ما را ، “رازی” گذاشتن؟»

آقا اجازه ما بگیم؟!

تعداد زیادی از دانش‌آموزان دست بلند کردند و همه می‌خواستند بیایند پشت میکروفون و جواب بدهند. من دیدم یکی از دانش‌آموزان کلاس اول که خیلی هم ریزه‌میزه بود (جثه کوچک تری نسبت به سایر دانش‌آموزان داشت)، آمد و گفت: «آقا! ما بگیم، ما بگیم، ما بگیم!» خلاصه، پشت تریبون رفت و گفت: «آقا! چون ما بچه‌های خوبی هستیم، شما هم از ما راضی بودید، اسم مدرسه‌ی ما را “راضی” گذاشتن!»

این پاسخ معصومانه و صمیمی، نه تنها فضای مدرسه را از خنده و لبخند پر کرد، بلکه برای من، به عنوان یک معلم، عمیق‌ترین و زیباترین تعریف در محیط آموزش بود. امیدوارم از این خاطره‌ی کوچک من خوشتان آمده باشد. متشکرم.

پادکست این خاطره

پاسخ دانش آموز
ناظم مدرسه
۰.۵ ۰.۷۵ عادی ۱.۲۵ ۱.۵ ۱.۷۵ ۲
۱:۰۶ ۰۰:۰۰
اشتراک گذاری در Facebook اشتراک گذاری در LinkedIn اشتراک گذاری در Telegram اشتراک گذاری در WhatsApp اشتراک‌گذاری از طریق Email

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *